کد خبر:83000
پ
رسانه ملی
عضو شورای مرکزی انسان‌شناسی و فرهنگ خبر داد

قومیت در سریال‌های صداوسیما

عضو شورای مرکزی انسان‌شناسی و فرهنگ با اشاره به نوع سریال‌های صداوسیما در چند سال اخیر از رواج این سریال‌ها در بستر فرهنگی و قومی خاص در صداوسیمای ملی خبر داد.

عضو شورای مرکزی انسان‌شناسی و فرهنگ با اشاره به نوع سریال‌های صداوسیما در چند سال اخیر از رواج این سریال‌ها در بستر فرهنگی و قومی خاص در صداوسیمای ملی خبر داد.

 

به گزارش خبرگزاری سروش، عضو شورای مرکزی انسان‌شناسی و فرهنگ اظهار داشت: هرچند در برخی موارد شاهد واکنش‌های تند برخی گروه‌های قومی به این سریال‌های صداوسیما بودیم، اما در مجموع به‌تدریج صداوسیما و مخاطبان تلویزیون متوجه شدند این سریال‌ها می‌توانند جذابیت‌های خاصی داشته باشند.

 

*** سویه‌های مثبت سریال‌های قومی صداوسیما

 

عضو شورای مرکزی انسان‌شناسی اظهار داشت: به نظر می‌رسد این ماجرا را نمی‌توان چندان هم ساده انگاشت.

مسأله بازنمایی قومیت‌ها و تنوع فرهنگی و مذهبی، یکی از خطوط قرمز ناگفته صداوسیمای ایران است.

اصولاً اگر سویه‌های مثبت این سریال‌های قومی صداوسیما و تمایل مردم به آن‌ها را در نظر بگیریم، سویه‌های منفی و پنهان بسیاری را می‌توان در کنارش دید.

جبار رحمانی گفت: بازنمایی خرده‌فرهنگ‌ها و قومیت‌ها (یعنی هر آنچه بیرون از کلیشه فرهنگ رسمی تهرانی قرار بگیرد) در دو بستر اصلی رواج دارد؛ یکی در سریال‌های تاریخی – که قطعاً نمی‌توان زبان و فرهنگ تهرانی را آنقدر بسط داد که تاریخ کهن ما را هم در بر بگیرد، لذا جای چندانی برای این نوع دست‌کاری در راستای تهران محوری سریال‌های صداوسیما وجود ندارد- و دیگری در سریال‌های طنز.

عضو شورای مرکزی انسان‌شناسی افزود: به همین دلیل هنوز هم در متن اصلی برنامه‌های صداوسیما، لهجه تهرانی زبان فارسی، محور قرار دارد و هیچ‌گاه استدلال و منطقی برای این محوریت‌بخشی ارائه نشده است.

مسأله آن است که هنوز سریال‌های اصلی، فیلم‌های اصلی و برنامه‌های محوری، به لهجه تهرانی زبان فارسی ارائه می‌شود.

قاعده نانوشته آن است که محور و مرکز و صدر باید این زبان و لهجه باشد. از منظر فرهنگ رسمی منطقی است که زبان رسمی و محوری رسانه ملی، زبان فارسی باشد.

وی اظهار داشت:

اما هیچ کجای قانون چنین الزامی ایجاد نکرده است که همه چیز فرهنگ رسانه‌ای ما باید بر محور فرهنگ تهران و لهجه تهرانی باشد. هرچند خود این اصطلاح فرهنگ تهران بسیار مبهم است.

 

*** بحث محوری در سریال‌های صداوسیما

 

عضو شورای مرکزی انسان‌شناسی با اشاره به سریال‌های صداوسیما در چند سال اخیر بیان کرد:

می‌توان این‌گونه هم مسأله را دید که بحث محوری در این رفتارِ صداوسیما، آن نیست که لطف کرده و مرحمت نموده و در سریال‌های طنز تصویری واژگونه از فرهنگ‌های محلی ایرانی ارائه می‌کند، بلکه آن است که اصولاً صداوسیمای ملی، هنوز خودش را ملی و برای تمام خرده‌فرهنگ و اقوام تعریف نکرده است.

وی افزود: صرفاً در عرصه‌های طنز، تاریخی و بازنمایی برنامه‌های حوزه میراث فرهنگی و سنتی است که ما شاهد اقوام و خرده‌فرهنگ‌های پیرامونی هستیم.

آنچه در ورای این تمایل مردم به بازنمایی فرهنگ‌های محلی در متن رسانه ملی پنهان شده است، میل تمامیت‌خواهانه این رسانه برای انحصار همه چیز در قالب‌های تنگ و تار خودش است.

عضو شورای مرکزی انسان‌شناسی در ادامه گفت: هرچند هنوز یک مرحله کوتاه آمده و اجازه داده فرهنگ‌های محلی آن هم در گستره زبان فارسی، نمودهایی در سریال‌های صداوسیما داشته باشند، اما راه دراز و موانع بسیاری هست که زبان‌های ایرانی (آن‌هایی که چندان هم نزدیک به فارسی امروز نیستند) و اقوام غیرفارس و مذاهب غیرشیعه راهی به مرکز رسانه به اصطلاح ملی باز کنند.

به نظر می‌رسد می‌توان در کوتاه‌مدت خوش‌بین بود و به همین حداقل‌های حضور سریال‌های قومی دل‌خوش کرد (به یاد داشته باشیم حمایت شخص اول مملکت بود که امکان تداوم برخی از همین سریال‌های قومی- زبانی مانند پایتخت را در رسانه ملی فراهم کرد.

جبار رحمانی اظهار داشت: این موضوع حتی برای پخش برنامه‌های مذهبی مانند مداحی‌های یزدی هم رخ داد)، مسأله اصلی آن است که رسانه ملی مستلزم یک بازبینی اساسی در منطق سیاستگذارانه خودش است تا بتواند به‌جای محلی بودن (یا همان تهرانی بودن)، در قد و قامت یک حوزه تمدنی بزرگ یعنی ایران فرهنگی با همه تکثر و تنوع زبانی، قومی، و مذهبی خودش باشد. این بازاندیشی در شرایط فعلی یک ضرورت حیاتی است.

 

*** عدم تعادل و دست‌کاری در فرهنگ‌ خانواده‌های ایرانی

 

عضو شورای مرکزی انسان‌شناسی افزود: به هرحال، فارغ از آنکه الگوهای بالادستی صداوسیما چگونه باشد، در عمل نیز هنوز اصلی‌ترین برنامه‌ها متعلق به فرهنگ رسمی تهرانی است.

این اصطلاح را تعمداً به کار می‌برم، زیرا این فرهنگ رسمی تهرانی (فرهنگی که در تمام رسانه‌های رسمی منعکس شده)، صرفاً خودش هم یک فرهنگ منطقه و محلی است، که نه‌تنها برتری به سایر فرهنگ‌ها و زبان‌ها و اقوام و مذاهب ایرانی ندارد، بلکه قاعدتاً در سابقه و میراث تاریخی هم برتری خاصی بدان‌ها ندارد.

وی گفت: مسأله اصلی آن است که این خانواده فرهنگ‌های ایرانی به‌صرف خانواده بودن و در کنار هم بودن است که امکان تداوم و پویایی و خلاقیت دارند، هرگونه عدم تعادل و دست‌کاری در خانواده فرهنگ‌های ایرانی (به‌عنوان مثال محوریت دادن به حوزه فرهنگ تهرانی، به‌عنوان تنها فرهنگ محوری در فضاهای رسانه‌ای ملی) نه‌تنها فایده‌ای برای این حوزه تمدنی ندارد، بلکه قطعاً پیامدهای مخرب بسیاری هم خواهد داشت.

 

*** زبان رسمی در سریال‌های ایرانی

 

عضو شورای مرکزی انسان‌شناسی با اشاره به سریال‌های صداوسیما گفت: زبان رسمی، منطق خودش را دارد، اما سیاستگذاری‌های فرهنگی تکثرگرایانه برای حوزه‌های تمدنی بزرگی مانند ایران، نیز منطق و الزامات خاص خودش را دارد که حسب رویه موجود خبر چندانی از این منطق و الزامات تمدنی در رسانه ملی وجود ندارد.

باید دقت کرد رسانه ملی مهم‌ترین اهرم تقویت هویت ملی و انسجام ملی در حوزه فرهنگی و تمدنی ایران امروز است.

 

به گزارش خبرگزاری سروش، عضو شورای مرکزی انسان‌شناسی و فرهنگ در پایان اظهار داشت:

از این رو، این رسالت بزرگ رسانه ملی، در عمل به آشفتگی‌هایی در زمینه تقلیل‌گرایی فرهنگی و تابوها و ممنوعیت‌های پیدا و پنهان در بازنمایی زبان‌ها و اقوام ایرانی در متن اصلی این رسانه انجامیده است که امیدواریم اقتضائات رسانه‌های جدید، این کاستی بزرگ را جبران کند.

 

انتهای پیام///

منبع
خبرگزاری ایرنا
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار + 14 =

کلید مقابل را فعال کنید