کد خبر:82638
پ
پرخاشگری

پرخاشگری یا اختلال انفجاری متناوب، از مشکلات روان‌شناختی

اختلال انفجاری متناوب از مشکلات روان‌شناختی است که طی آن فرد به تناوب در بازه‌هایی از زمان، حالت‌های متفاوت رفتاری را گاه در قالب پرخاشگری و برخی اوقات به صورت پرهیز از پرخاش از خود بروز می‌دهد.

اختلال انفجاری متناوب، از مشکلات روان‌شناختی است که طی آن فرد به تناوب در بازه‌هایی از زمان، حالت‌های متفاوت رفتاری را گاه در قالب پرخاشگری و برخی اوقات به صورت پرهیز از پرخاش از خود بروز می‌دهد.

 

*** تناوب در پرخاشگری

 

به گزارش خبرگزاری سروش، اختلال انفجاری متناوب یکی از مشکلات روان‌شناختی است که بیشتر در مردها دیده می‌شود.

در این حالت فرد در مدت‌زمانی کوتاه به مدت چند دقیقه تا چند ساعت شدیداً پرخاشگر می‌شود.

پس‌ از آن چند دقیقه تا چند ساعت، پرخاشگری به‌ سرعت و خودبه‌خود فروکش می‌کند؛ دیگر هیچ خبری از خشم عظیم چند دقیقه پیش نیست.

این لحظه‌های پرخاشگری به‌ صورت دوره‌ای بروز می‌کنند. به این صورت که در فاصله بین دوره‌ها فرد رفتار یا کلام پرخاشگرانه بروز نمی‌دهد.

 

*** خشم به‌عنوان یک احساس

 

خشم یکی از احساساتی است که در وجود ما قرارداد شده است. درست مثل غم، شادی و عشق، خشم نیز یک احساس است.

احساسات به این دلیل در ما قرارگرفته‌اند تا به ما کمک کنند. احساسات دشمن ما نیستند.

احساسات نیروهای خیرخواه درونی ما هستند. آن‌ها همچون چراغی مسیر زندگی را برایمان روشن می‌کنند. تا در کوره‌راه‌های زندگی گم نشویم.

هر وقت احساس کردیم خشمگین شده‌ایم، یعنی یک علامت درونی فعال‌شده. بهتر است ببینیم چه چیز آن را فعال کرده؟ ناکامی کجا رخ‌داده؟

خشم به ما کمک می‌کند تا حریم خود را مشخص کنیم. دیگران را از مسائلی که ما را می‌آزارد باخبر سازیم.

تا دفعات بعد دوباره از مسائل قبلی آزار نبینیم. تا از این طرق روابطمان بهبود یابد. پس خشم دشمن ما نیست.

دشمن اطرافیان ما هم نیست؛ اما ما از کودکی یاد گرفته‌ایم که بترسیم از خشم، فرار کنیم از غم. ولی با این کار صرفاً خشم خود را تبدیل به نفرت کردیم و غم را تبدیل به یک اندوه همیشگی…

 

*** ترس از خشم

 

از نشان دادن خشم خود ترسیدیم، چون از تخریب روابطمان می‌ترسیدیم. این، تصوری است که خیلی از ما از بچگی با آن بزرگ شدیم.

آن زمان که از ترس تخریب روابط صمیمانه با مراقب اولیه یا آسیب رساندن به او خشم خود را فروخوردیم.

پس آن‌قدر خشم خود را سرکوب می‌کنیم تا اینکه روزی بالاخره طاقتمان طاق می‌شود؛ و بعد منفجر می‌شویم.

زیرا خشمی که مربوط به‌دفعات پیش بوده را این دفعه به‌یک‌باره نشان داده‌ایم و حتی شاید خودمان هم آن دفعه‌های پیش را به یاد نیاوریم.

به همین دلیل است که می‌گوییم خشم متناسب با موقعیت نیست. خشم را نشان ندادیم تا روابطمان تحکیم شود.

اما دقیقاً سرکوب آن روابطمان را تخریب کرد و چیزی که از کودکی نگران آن بودیم، اتفاق افتاد.

 

*** آیا ابراز خشم همان پرخاشگری است؟

 

اما گاهی پرخاشگری را با ابراز خشم اشتباه می‌گیریم. هنگامی‌که خشمگین می‌شویم، تن صدایمان کمی و فقط کمی بالاتر و محکم‌تر از حالت عادی می‌شود.

حالت چهره جدی است؛ و نگاهی قاطع پیدا می‌کنیم. همه این حالات بدنی به‌طرف مقابل این پیام را منتقل می‌کند که چیزی ما را ناکام کرده است.

رفتارهای دیگری هستند که بعضی آن‌ها را به اسم قاطعیت و بعضاً مردانگی می‌شناسند.

رفتارهایی مانند داد زدن. رفتارهایی که به ما یا اطرافیانمان آسیب وارد می‌کند پرخاشگری محسوب می‌شود.

پرخاشگری یعنی نادیده گرفتن خشم. هدف از ابراز احساس خشم، بهبود روابط است.

هر کاری که به این هدف آسیب برساند، پرخاشگری است، نه خشم. بهتر است از پرخاشگری بترسیم. تا آسیبی به اطرافیانمان و روابطمان نرسانیم؛ اما از نشان دادن خشم هراسی به دل راه ندهیم.

 
*** پذیرش خشم خود و دیگران

 

تلاش کنیم تا پذیرای خشم عزیزان و اطرافیانمان باشیم. پذیرای خشم کودکانمان نسبت به خودمان باشیم.

لمس کنند که ابراز خشم‌شان نه‌تنها به شما آسیبی نرسانده، بلکه عمق رابطه‌تان را بیشتر کرده. تا بتوانند اگر کسی از آن‌ها خشمگین شد، به‌راحتی پذیرای آن باشند.

و از همه مهم‌تر اینکه خشم را در درون خودپذیرا باشیم. تا وقتی آن را احساس می‌کنیم تلاش نکنیم هر طور شده از شر آن خلاص شویم.

مشکلات روان‌شناختی، راه‌های مختلفی برای راحت شدن از شر احساسات هستند؛ اما احساسات ما نیرومندتر از آن‌اند که به این راحتی بتوان آن‌ها را نادیده گرفت.

برای این کار باید انرژی خیلی زیادی صرف کنیم؛ زیرا سیستم روان‌شناختی ما مسیر طبیعی خود را طی می‌کند تا به ما کمک کند؛ اما ما می‌خواهیم این مسیر را منحرف کنیم.

 

*** تاوان نپذیرفتن احساس خشم

 

وقتی ظرفیت پذیرش خشم خود را نداشته باشیم دچار مشکل روان‌شناختی می‌شویم.

اختلال انفجاری متناوب یکی از این مشکلات است. راهی است برای نادیده گرفتن احساس خشم از طریق عمل بر روی محیط.

فردی که دچار این نوع از مشکل روان‌شناختی است، در عرض چند دقیقه می‌شود سراسر نفرت.

در عرض چند دقیقه تمام لحظه‌های شیرین را فراموش می‌کند و طرف مقابلش برای چند دقیقه در نگاه او تبدیل می‌شود به مجسمه اهریمن.

برای چند دقیقه تمام بخش‌های وجودی خود را خفه می‌کند؛ و فقط به یکی از آن‌ها می‌چسبد: نفرت…

به عزیزان و اطرافیان خود فحاشی می‌کند؛ و چه دل‌هایی که در این چند دقیقه می‌شکنند.

صدای شکستنشان در صدای شکسته‌شدن  بشقاب و کاسه و لیوانی که به سمتشان پرت شده گم می‌شود.

 

*** اندوه عمیق

 

پس‌ از این چند دقیقه است که تازه چشمانش به بقیه صداهای درونی‌اش باز می‌شود. صفحه‌های آلبوم خاطراتش پیش چشمانش ورق می‌خورد.

فرد آرزو می‌کند که ای کاش زمان به‌اندازه چنددقیقه به عقب برمی‌گشت و آن رفتار را تکرار نمی‌کرد.

قول می‌دهم که این، دفعه آخر باشد. دیگر اجازه نمی‌دهم این اتفاق بیفتد. قول می‌دهم این آخرین باری بود که کنترلم را از دست دادم.

و هم‌زمان به چشم‌های خیس دخترش نگاه می‌کند و حرف‌هایش را از چشم‌هایش می‌خواند: قول می‌دهی، مثل تمام دفعات پیش که قول دادی.

برخی این پشیمانی و احساس گناه را نیز در خود خفه می‌کنند و می‌گویند دیگران باعث شدند من این‌ همه عصبانی شوم. شرایط بد بود. موقعیت ناجور بود و…

 

*** علل پزشکی

 

برخی علل پزشکی نیز برای بروز پرخاشگری مطرح‌شده است. صرع یکی از این عوامل است.

مشاهدات آزمایشگاهی نشان داده دستگاه لیمبیک مغز یکی از اعضای فعال و درگیر هنگام پرخاشگری است.

هورمون تستوسترون که هورمون مردانه است نیز در پرخاشگری مؤثر است. میزان بالای آن موجب پرخاشگرتر شدن فرد می‌شود.

سروتونین انتقال‌دهنده عصبی مؤثر در مهار رفتاری است. افرادی که مبتلابه اختلال انفجاری متناوب هستند، معمولاً از سطح پایین‌تری از سروتونین برخوردارند.

 

*** عوامل اجتماعی زمینه‌ساز

 

تجربه مزمن محیط پر خصومت خانگی، تجربه ظلم و ستم خصوصاً در دوران حساس کودکی، زمینه‌ساز این مشکل می‌شوند.

والدین پرخاشگر و تکانشی الگوهای نامناسبی برای کودکان هستند.

به‌خصوص در سنینی که کودک به دنبال فردی می‌گردد تا با او همانندسازی کند. نمی‌توان انتظار داشت کودکانی با ظرفیت بالای احساس و ابراز خشم داشته باشیم.

 

به گزارش خبرگزاری سروش، اگر چنین ظرفیتی را در خود ایجاد کنیم، بدون صرف انرژی برای آموزش، کودکانی با ظرفیت بالای تجربه احساسی خواهیم داشت.

 

 

 

 

انتهای پیام///

 

منبع
خبرگزاری سروش
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − 8 =

کلید مقابل را فعال کنید