کد خبر:90511
پ
ترامپ
امریکن پروسپکت

ترامپ در جنگ با ایران مفتضحانه شکست می‌خورد

امریکن پروسپکت در گزارشی به قلم جان لیمبرت نوشت چنانچه ترامپ به ایران حمله کند به چنان مرداب و شکست مفتضحانه‌ای خواهد رسید که گرداب عراق در مقایسه با آن ناچیز است.

امریکن پروسپکت در گزارشی به قلم جان لیمبرت نوشت چنانچه ترامپ به ایران حمله کند به چنان مرداب و شکست مفتضحانه‌ای خواهد رسید که گرداب عراق در مقایسه با آن ناچیز است.

 

*** سیاست ترامپ در مورد ایران

 

به گزارش خبرگزاری سروش، امریکن پروسپکت در گزارشی به قلم جان لیمبرت نوشت چنانچه ترامپ به ایران حمله کند به چنان مرداب و شکست مفتضحانه‌ای خواهد رسید که گرداب عراق در مقایسه با آن ناچیز است.

تا همین اواخر، سیاست دولت ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در مورد ایران ناشی از دلمشغولی وی درباره باراک اوباما بود.

 

*** اوباما می‌خواست راه گفتگو را با ایران باز کند

 

اوباما می‌خواست راه گفتگو را با جمهوری اسلامی ایران باز کند، اما ترامپ این راه را بست و به همان سیاست ۴۰ ساله تبادل تهدید، توهین و اتهام زنی بازگشت.

اوباما و پنج کشور دیگر توافقی به نام برجام امضا کردند تا برنامه هسته‌ای ایران را در ازای لغو تحریم‌ها محدود کنند، اما ترامپ آمد و این توافق را پاره کرد و به شرکای ما بی‌توجهی کرد و تحریم‌های بیشتری علیه تهران وضع کرد.

ترامپ از برجام بدش می‌آمد نه به خاطر مفادش، بلکه به خاطر اینکه اوباما آن را به دست آورده بودنه او که بزرگترین مذاکره کننده دنیا است.

وزیر امور خارجه جدید ترامپ ، یعنی مایک پمپئو نیز دغدغه‌های رئیس خود را خیلی خوب درک می‌کند.

در سخنرانی ماه ژانویه ۲۰۱۹ خود در قاهره، جایی که ده سال قبل اوباما در مورد آغازی جدید با دنیای اسلام صحبت کرده بود، پمپئو مخاطبان خود را شوکه کرد و برای مجیزگویی رئیسش به طور علنی تلاش‌های اوباما برای یافتن راه‌های دیپلماتیک مفید در قبال ایران را خنثی کرد.

او همان کاری را کرد که در روز یازده ماه مه در نشست مؤسسه کلارمانت انجام داده بود – یعنی کار وزرای امور خارجه قبلی را کوچک نمایی کرد و در پیامی به کارکنان وزارت امور خارجه گفت: حال به نقطه‌ای بازگشته‌ایم که باید در آن قرار داشته باشیم، البته با چشمانی بازتر از همیشه.

 

*** خصومت بی‌دلیل پمپئو علیه ایران

 

خصومت بی‌دلیل پمپئو علیه ایران دست کم با انگیزه خرسند کردن رئیسش و کم کردن دل مشغولی وی در مورد اوباما صورت می‌گیرد.

هیچ هدف سیاستی در این کار نیست. هیچ ابزاری به جز محکوم کردن، ضرب الأجل تعیین کردن و ابراز همدردی کردن فریبکارانه برای مردم عادی ایران ندارند.

پمپئو در ماه ژوئیه ۲۰۱۸ در کتابخانه ریگان رهبران ایران را به مافیا بودن متهم کرد. وی خیلی جدی این را گفت! احساس خوب داشتن و مجیز ترامپ را گفتن ممکن است باارزش ترین هدف سیاست آمریکا در قبال ایران باشد، اما دست کم این اهداف قابل درک هستند – و ربطی به ایران ندارند.

وزیر امور خارجه ما ظاهراً اهمیتی به تاریخ نمی‌دهد. او هیچ آگاهی یا علاقه‌ای به آنچه منجر به بن بست کنونی میان آمریکا و ایران شده ندارد، بن بستی که اکنون می‌تواند به خاطر سوءبرداشت از اقدامات طرفین منجر به جنگی علنی گردد.

هیچ احساسی هم مبنی بر این مسئله وجود ندارد که دیپلماسی می‌تواند دستاوردی داشته باشد که چهل سال زد و خورد به دست نمی‌دهد.

 

*** نتیجه برد-برد در کار نیست

 

هیچ حرفی از «درهای باز»، منافع مشترک، نتیجه برد-برد در کار نیست. تنها چیزی که به ایرانی‌ها پیشنهاد شده «تسلیم شدن» است.

به علاوه، پمپئو اصلاً به حماقت، فریبکاری، حرص و سودجویی‌ای که آمریکا را به شکست مفتضحانه در ویتنام و عراق سوق داد، توجهی ندارد.

آن ماجراجویی‌هایِ اشتباه صدمه جبران ناپذیری هم به آن کشورهای بدشانس زده و هم به جامعه آمریکا.

پمپئو به عنوان یک افسر سابق آمریکا و فارغ التحصیل آکادمی نظامی آمریکا در وست پوینت، دست کم باید از دروغ ها و ناکارآمدی‌هایی که سربازان هموطنش را به جنگ ویتنام فرستاد و آنها را به کشتن داد و نقص عضو کرد آگاهی داشته باشد.

ارتش آمریکا به بازنگری در درس های آموخته از موفقیت یا شکست عملیات‌ها معروف است.

آیا پمپئو توجهی به درس‌های گرفته شده از ویتنام کرد؟ آیا توجهی به عراق کرد؟ آیا او همچنان می‌خواهد سکوت کند در حالی که تحولات میان آمریکا و ایران مسیر مشابهی را به سمت یک گرداب طی می‌کند؟

 

*** هدف بولتون در مورد ایران

 

اما کسی نمی‌تواند جان بولتون مشاور عالی امنیت ملی ترامپ را به نداشتن هدف در مورد ایران متهم کند.

هدف او آشکار است: سقوط جمهوری اسلامی – در صورت لزوم از طریق جنگ – و جایگزینی آن با صندوق دارانش، یعنی فرقه گراهای غیرمعمول سازمان مجاهدین خلق (گروهک تروریستی منافقین).

این گروه که روی پرچم شان یک ستاره قرمز، یک آیه قرآنی، و یک اسلحه حک شده، در دهه ۱۹۶۰ تحت عنوان مارکسیست‌ها کار خود را آغاز کرد. آنها در کنار آیت الله خمینی با نظام شاهنشاهی ایران مبارزه کردند.

دو سال بعد از انقلاب، اسلام گراهای ائتلاف امام خمینی علیه این گروه برخاستند و پس از درگیری‌های خونین خیابانی و کشت و کشتار، آن را سرکوب کردند.

بعد از این شکست‌ها، سازمان مجاهدین خلق (گروهک تروریستی منافقین) خود را به یک فرقه غیرمعمول تبدیل کرد و ایدئولوژی خود را با سنت های جونز تاون و خمرهای سرخ ترکیب کرد.

اگر این گروه این قدر روی بولتون سرمایه گذاری نکرده بود، اکنون با هواداران پیرش به تاریخ پیوسته بود.

علی رغم گذشته منفی سازمان مجاهدین خلق (گروهک تروریستی منافقین)، از جمله تروریسم علیه آمریکایی‌ها و حمایت از اشغال سفارت آمریکا در تهران، وضعیت کنونی آن حتی بدتر هم شده است و رسوم فرقه‌ای نظیر طلاق اجباری، جلسات خودانتقادی و غیره را دنبال می‌کند.

با وجود اینکه این گروه تا این اندازه شرور است، اما مزدور آن – بولتون – یکی از بالاترین مناصب امنیت ملی کشور ما را اشغال کرده است.

سازمان مجاهدین خلق (گروهک تروریستی منافقین) به کسانی که از جانبش حرف می‌زنند پول خوبی می‌دهد. رقم‌هایی که می‌پردازد گاهی بین ۲۵ تا ۵۰ هزار دلار است.

از آنجا که بولتون – به اذعان خودش – دست کم ده سال است که در حمایت از این گروه حرف می‌زند، در نتیجه پول هنگفتی به دست آورده است و برآورد می‌شود چیزی حدود ۱۸۰ هزار دلار از این راه کسب کرده است.

بولتون در سال ۲۰۱۷ به خاطر سخنرانی در گردهماهی سازمان مجاهدین خلق (گروهک تروریستی منافقین) در پاریس، مبلغ ۴۰ هزار دلار دریافت کرد.

موفقیت این گروه – علی‌رغم باورهای مشمئزکننده شان – شاهدی بر قدرت خرج کردن سخاوتمندانه پول است. سازمان مجاهدین خلق (گروهک تروریستی منافقین) از هر دو حزب آمریکا حامی دارد.

حامیان اصلی و پولی این گروه در آمریکا عبارتند از: نیوت گینگریچ، رئیس سابق مجلس نمایندگان کنگره، بیل ریچاردسون، وزیر سابق کابینه، جیم جونز و پیتر پیس، از ژنرال های بازنشته آمریکا، رودی جولیانی، شهردار سابق بزرگترین شهر آمریکا، و هاوارد دین، فرماندار سابق یکی از مترقی‌ترین ایالت‌های آمریکا. این افراد هم در گردهمایی‌های این گروه در اروپا و هم در واشنگتن سخنرانی کرده‌اند.

 

*** اهداف گروهک تروریستی منافقین

 

سازمان مجاهدین خلق (گروهک تروریستی منافقین) اهداف خود را آشکارا بیان کرده است: ایجاد جنگ میان آمریکا و ایران. محاسبه این گروه آن است که بعد از جنگ وارد ایران می‌شود و ویرانه‌ها را به هم می‌چسباند.

من اخیراً در مورد این گروه و نفوذ آن، در یک نشست افراد تحصیلکرده در واشنگتن سخنرانی کردم، این افراد فارغ التحصیلان سه تا از بزرگترین دانشگاه‌های جهان بودند.

بیشتر آمریکایی‌های حاضر در این نشست در مورد سازمان مجاهدین خلق (گروهک تروریستی منافقین) و پول‌هایی که به مشاور امنیت ملی کاخ سفید می‌دهند اطلاعی نداشتند.

همه آمریکایی‌های ایرانی تبار حاضر در این نشست، این گروه را به خوبی می‌شناختند و از آن متنفر بودند.

آنها از تاریخچه خونبار آن در ایران آگاهی داشتند: آنها می دانستند که در سال های ۱۹۷۹-۱۹۸۰، این گروه از فراطگرایان مذهبی ایران در کمپین خود برای سرکوب دموکراسی خواهان و حقوق زنان حمایت می‌کردند.

آنها می‌دانستند که این گروه خواستار اعدام‌های بیشتر در روزهای اول انقلاب بودند. آنها می‌دانستند این گروه به همراه عراقی‌ها در طول جنگ طولانی و خونین میان ایران و عراق می‌جنگیدند.

آنها می‌دانستند این گروه حتی یک تهاجم مسلحانه به مرزهای ایران در سال ۱۹۸۸ داشته است – تهاجمی که منجر به شکست سنگین آنها شد.

اگرچه آمریکایی‌های ایرانی تبار هیچ علاقه‌ای به حاکمان ظالم جمهوری اسلامی نداشتند، اما می‌دانستند که اگر سازمان مجاهدین خلق (گروهک تروریستی منافقین) حاکم ایران شود، اوضاع بسیار بدتر خواهد شد.

این گروه برای مردم ایران استالینیسم، اعدام، توقیف و غیره را به همراه خواهد آورد.

رژیم کنونی ایران هزاران نفر را کشته است، اما سازمان مجاهدین خلق (گروهک تروریستی منافقین) میلیون‌ها نفر را می‌کشد.

بر اساس گزارش‌ها، بخش اعظم جمعیت ایران – صرف نظر از دیدگاه‌شان در مورد جمهوری اسلامی – از سازمان مجاهدین خلق (گروهک تروریستی منافقین) نفرت دارند.

 

*** خسارت سنگین جنگ میان آمریکا و ایران

 

بیشتر ایرانی‌ها فریب ادعاهای این گروه در مورد دموکراسی را نمی‌خورند. مردم ایران تاریخچه این گروه را می‌دانند.

جنگ میان ایران و آمریکا خسارت سنگینی به زیرساخت‌ها، اقتصاد و مردم ایران می‌زند.

چنین جنگی همچنین ترامپ و آمریکایی‌ها را به یک شکست مفتضحانه در خاورمیانه می‌کشاند.

ما بار دیگر خودمان را در مردابی خواهیم دید که گرداب عراق در مقایسه با آن ناچیز می‌نماید.

ما باید این فرضیه خودخواهانه را که اقدامی نظامی علیه ایران آسان و بدون هزینه است کنار بگذاریم.

این اتفاق نخواهد افتاد. سرانجام، ما باید همواره این سوال را بکنیم: چه کسی آمریکا را به جنگ با ایران هل می‌دهد و چرا؟ پاسخ این سوال باید مشخص کند که ما به خاطر خدمت به منافع یک فرقه ایرانی و سخنگوی پولی آن، نباید چنین جنگی را آغاز کنیم.

 

 

 

انتهای پیام///

منبع
خبرگزاری سروش
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 4 =

کلید مقابل را فعال کنید