کد خبر:91158
پ
خلیج فارس
روزنامه لبنانی البناء

تنش آفرینی آمریکا در منطقه خلیج فارس از پیش شکست خورده است

روزنامه لبنانی البناء تنش آفرینی‌های آمریکا را در منطقه خلیج فارس که با هدف شکل دهی سازوکار ژئوپلتیکی تازه‌ای ارزیابی شده، برنامه‌ای از پیش شکست خورده تلقی کرد.

روزنامه لبنانی البناء تنش آفرینی‌های آمریکا را در منطقه خلیج فارس که با هدف شکل دهی سازوکار ژئوپلتیکی تازه‌ای ارزیابی شده، برنامه‌ای از پیش شکست خورده تلقی کرد.

 

به گزارش خبرگزاری سروش، روزنامه لبنانی البناء در شماره امروز خود در اینترنت در یادداشتی به قلم وفیق ابراهیم نوشت:

تشدید گفتمان جنگ در دریای عمان و پیش از آن در بندر الفجیره، بخشی از چارچوب تثبیت جایگاه رو به افول ژئوپلتیکی آمریکا است که سرانجام آن، درگیری نظامی محدود نخواهد بود.

این سخن به معنای آن است که هدف قرار گرفتن نفتکش‌ها نزدیک تنگه هرمز برای دو بار پپاپی، در چارچوب طرح بازیابی کنترل کامل شرق عربی از نظر نظامی و سیاسی و اقتصادی است.

ابتدا باید اطمینان حاصل شود که هدف قرار گرفتتن نفتکش‌ها به این شکل دقیق به امکاناتی در حد امکانات کشورها نیاز دارد بنابراین امکان متهم کردن انصارالله یمن و حزب الله و حشد شعبی ضعیف است.

 

*** منافع اسرائیل ایجاب می‌کند آمریکا و کشورهای خلیج فارس با ایران وارد جنگ شوند

 

بر همین اساس فقط اسرائیل، عربستان سعودی، امارات عربی متحده، آمریکایی‌ها و ایران در دایره اتهام باقی می‌مانند.

منافع اسرائیل ایجاب می‌کند آمریکا و کشورهای خلیج فارس با ایران وارد جنگ شوند تا ایران به جای اسرائیل به عنوان دشمن دائمی اعراب شناخته شود.

منافع عربستان سعودی و امارات عربی متحده نیز ایجاب می‌کند آمریکا و ایران وارد جنگ شوند تا به تبع آن حوثی‌ها جنبش انصارالله یمن نیز هدف قرار گیرند.

اما توان فنی این دو کشور محدود است و به همکاری اسرائیل یا آمریکا نیاز دارند.

آل سعود و آل نهیان می‌دانند که برای ادامه مسئولیت‌هایی که در حوزه‌های نفتی، اقتصادی و دینی دارند، باید خطر ایران و متحدانش را در یمن، عراق و منطقه شامات از جمله در فلسطین دور سازند.

البته هماهنگی‌های اسرائیل و کشورهای خلیج فارس برای حرکت به سمت جنگ با ایران، بدون موافقت آمریکا امکان پذیر نیست.

 

*** منفجر کردن نفتکش‌ها در منطقه خلیج فارس

 

به همین علت آمریکایی‌ها اگر بخواهند می‌توانند به تنهایی یا با همکاری متحدان اسرائیلی و خلیج فارس خود وارد جنگ شوند.

اما منافع ایران در چیست؟ منفجر کردن نفتکش‌ها در منطقه خلیج فارس برای ایران به دو علت منافع بسیار اندکی دارد.

نخست آنکه روسیه، چین و ژاپن متعهد به خریداری نفت ایران هستند و فروش این مقدار حداقلی نفت، برای گذران امور حکومت ایران کافی است.

دومین علت به پهپادها و موشک‌های یمن مرتبط است که توانسته‌اند تاسیسات نفتی کشورهای خلیج فارس را در معرض خطر قرار دهند.

این موضوع موجب شده است امنیت یمن، عراق، سوریه و ایران به ادامه صادرات نفت روزانه کشورهای خلیج فارس  که روزانه ۲۰ میلیون بشکه است، پیوند بخورد.

 

*** خلیج فارس ؛ قلب ژئوپلتیک آمریکا

 

این خطر روز به روز در حال بیشتر شدن است و به شمشیری برنده در منطقه‎ای که از سال ۱۹۴۵ تاکنون قلب ژئوپلتیک آمریکا محسوب می‌شود، تبدیل شده است، گاو شیردهی که هنوز شیرش خشک نشده است.

بنابراین دو منطقه متناقض و متضاد وجود دارد که هر یک از آنها جنگ در خلیج فارس را منطقه‌ای و در محدوده کل شرق عربی می‌بیند.

ایران با تنش در خلیج فارس براساس منطق مبتنی بر ائتلاف‌هایش با عراق، سوریه و لبنان تعامل می‌کند اما آمریکایی‌ها ادامه سلطه خود را بر شرق عربی در گرو ضرورت حفاظت از امنیت کشورهای خلیج فارس و اسرائیل می‌بینند.

بر این اساس چنین چشم اندازی ایجاد می‌شود:

محافظت آمریکا از کشورهای خلیج فارس اقتضا می‌کند که یمن‌ عراق و کرانه شمالی خلیج  فارس تضعیف شوند.

حفاظت از اسرائیل و اردن نیز در گرو نابودی سوریه، حزب الله و نیروهای اصلی در عراق و سازمان‌های فلسطینی فعال در غزه و کرانه باختری است.

آیا این همان نقشه‌ای نیست که آمریکایی‌ها در شرق عربی براساس آن کار می‌کنند؟

 

*** هدف آمریکا از حضور در خلیج فارس

 

آمریکایی‌ها تلاش می‌کنند آنچه را از اهداف ژئوپلتیکی خود آنها است نجات دهند، چیزی که حاصل سلطه نظامی است.

البته این سلطه شامل اقتصاد و نفت خاورمیانه از ایران تا ترکیه عثمانی و دروازه اروپا نیز می‌شود.

آمریکایی‌ها وقتی مشاهده می‌کنند که نفوذ روسیه در جهان در حال افزایش است و از سوریه آغاز شده و به سمت کشورهای خلیج فارس گسترش می‌یابد، خشمگین و نگران آینده می‌شوند.

آمریکایی‌ها در همین حال شاهد نفوذ چین در همه جهات هستند.

آنها همچنین شاهد تقویت ائتلاف‌های ایران در شرق عربی هستند.

حزب الله، انصارالله، حشد شعبی و حکومت سوریه، ایرانی یا برخلاف ادعای دستگاه‌های تبلیغاتی خلیج فارس و غربی، شاخه‌ای از سپاه پاسداران انقلاب ایران نیستند.

آنها مردم لبنان، یمن، عراق و سوریه هستند که با هدف مقابله با دشمن اسرائیلی و سلطه آمریکا با ایران متحد شده‌اند.

این موضوع نشان می‌دهد که درگیری منطقه خلیج فارس تا چه اندازه حساس و تا چه اندازه به طرح ژئوپلتیکی آمریکا در منطقه مرتبط است.

این موضوع همچنین تاکید کننده آماده نبودن آمریکا برای جنگ‌های محدود و ضربتی است که نتیجه آن تغییر موازنه‌های جدید در منطقه نخواهد بود.

این موازنه‌ها حاصل پیروزی عظیم سوریه در برابر بزرگترین ماشین تروریستی بین‌المللی و منطقه‌ای است.

آنها اقدامات تروریستی خود را از لبنان آغاز کردند تا نقش حزب الله را تضعیف کنند و تلاش کردند عراق را براساس مذهب و نژاد تجزیه کنند.

 

*** حمله به یمن؛ نقطه آغاز جنگی منطقه‌ای

 

آمریکایی‌ها نتوانسته‌اند راهی بیابند که مانع از حملات انصارالله به تاسیسات نفتی کشورهای خلیج فارس شوند.

این مسئله به علت ناتوانی نظامی آنها نیست بلکه به این علت است که می‌دانند حمله به یمن نقطه آغاز جنگی منطقه‌ای خواهد بود که هیچ کس خواستار آن نیست.

آنها اکنون اطمینان یافته‌اند که حمله به ایران از یک سو و جنگ با متحدانش از سوی دیگر، کار دشواری است.

آمریکایی‌ها به کدام سو می‌روند؟ به سمت ایجاد سازوکار ژئوپلتیکی تازه‌ای در شرق عربی تا از گاو شیرده شان در منطقه خلیج فارس و نیروی بازدارندگی اسرائیل حفاظت کنند.

این امر نیز جز از طریق جنگ امکان پذیر نیست که البته دشوار است.

 

به گزارش خبرگزاری سروش، مذاکرات نیز به چیزی جز شکست محاصره ایران و بازگشت به توافقنامه استکهلم در خصوص یمن و گفتگو با روس‌ها درخصوص سوریه و عقب نشینی از تلاش برای تجزیه عراق نخواهد انجامید و این موضوع به معنای ادامه روند کاهشی سلطه آمریکا و اضمحلال و شکست زودهنگام سازوکار جدید ژئوپلتیکی یاد شده میان شکل گیری حلقه‍های تازه قدرت در منطقه شامات، عراق، یمن، ایران و فلسطین اشغالی است.

 

 

انتهای پیام///

منبع
خبرگزاری سروش
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده + 14 =

کلید مقابل را فعال کنید